سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 
پشتیبانخانهنشانی ایمیل من

جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف - جنبش عدالت خواهی دانشگاه صنعتی شریف

خداوند از قیل و قال و تباه کردن مال و فراوانی سؤال نفرت دارد [امام کاظم علیه السلام]

 RSS 

کل بازدید ها :

6037

بازدیدهای امروز :

4

بازدیدهای دیروز :

3


درباره من


لوگوی من

جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف - جنبش عدالت خواهی دانشگاه صنعتی شریف

 پیوندهای روزانه

گروه جنبش عدالت خواهی شریف [19]
وبلاگ داخلی جنبش عدالت خواهی شریف [24]
[آرشیو(2)]


 اوقات شرعی

 جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!


اشتراک

 


نوشته های قبلی

جزوات و مقالات جنبش
آبان 85
آذر 85
زمستان 1385
پاییز 1385


[ خانه | مدیریت وبلاگ | شناسنامه | پست الکترونیک ]

جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ دوشنبه 85/9/27 ساعت 5:26 عصر

 



بسم ا... الرحمن الرحیم. در این مجال، در باب وحدت حوزه و دانشگاه به ذکر چند نکته مختصر اکتفا می گردد:

اول ـ در سالهای قبل از انقلاب و سالهای سخت آغاز انقلاب، هدف گذاری برای ارتباط حوزه و دانشگاه و کیفیت این ارتباط، بسیار آسانتر و واضح تر بود. زیرا عبارت بود از کمی تفاهم اخلاقی، درک متقابل، رفع سوءظنها، آشنایی با علوم و شیوه کار یکدیگر و نزدیک شدن به هم در صفوف مبارزه با استبداد، ستم و امپریالیزم. آن تلاشها به ثمر نشست و آنها با کمک هم حاکمیتی را برانداختند و حاکمیت جدیدی را با اهداف و غایات جدید بنیانگذاری کردند. نسل دوم حوزه و دانشگاه در حراست از آن اهداف، طی دو دهة گذشته سرمایه گذاری کردند و در این راه نسبتا" موفق بودند؛ گرچه ضعفهای مهمی هم داشتند.

بسیاری از مسایل، به خصوص در دو دهه گذشته به درستی حل نشد و علت آن هم روشن است: نظام سازی از براندازی نظام به مراتب سخت تر. دو سه بار انقلاب کردن، آسانتر از یک بار درست حکومت کردن است. بنابراین باید از میزان موفقیت نسل دوم حوزه و دانشگاه ارزیابی واقع بینانه ای به عمل آورد و نقاط قوت و ضعف نسل دوم حوزه و دانشگاه را از زمان پس از انقلاب، به درستی مرور کرد. امروز نوبت نسل سوم حوزه و دانشگاه است که در دهه ای که پیش رو داریم، در نهادینه کردن ارزشهای انقلابی و تکمیل پروژه وحدت، در سطوح بالاتری گام سوم را بردارند. این گام بسیار مهم و خطیر است و اگر به درستی برداشته نشود، همه زحمات نیم قرن گذشته دو نسل قبل بر باد خواهد رفت و عقبگرد وحشتناکی خواهیم داشت، که معلوم نیست دوباره چه وقت قابل جبران باشد و شاید قرنها وقت ببرد. امام یکی دو بار می گفتند که اگر ما شکست بخوریم و نتوانیم پرچمی را که برداشتیم، درست در قله ای که باید، مستقر کنیم چنان سیلی سختی به اسلام خواهند زد که معلوم نیست تا چند قرن دیگر سر بردارد؛ چون صاحبان قدرت و ثروت جهان در یکی دو دهه گذشته زهر اسلام را چشیده اند و قدرت و پتانسیل عظیم اجتماعی آن را تجربه کرده اند. اگر نسل سوم حوزه و دانشگاه ـ که مدیون زحمات و فداکاری های دو نسل هستند ـ نتوانند این پرچم را بالا نگه دارند، این سیلی را خواهیم خورد. نوع برنامه ریزی و هدف گذاری برای نسل سوم دانشگاه و حوزه، با آنچه که وظیفه دو نسل قبل بود، در اصول مشترک است، اما در استراتژی و تاکتیک باید متفاوت باشد. چون ما وارد یک مرحله پیچیده تر و مهمتر از این برنامه شده ایم و باید آن را نهادینه کنیم. در این مرحله باید شعار ما این باشد که: «ساده اندیشی نظری» و «راحت طلبی عملی» موقوف.

دوم ـ دانشگاه امروز با دانشگاه سی سال قبل و حوزه امروز با حوزه سی سال پیش، به کلی متفاوت است. با وجود آنکه نباید از نقاط منفی چشم پوشید، از نقاط مثبت هم نباید غافل بود. حوزه امروز، حوزه سی سال پیش نیست، پیشرفتهای بزرگی در حوزه اتفاق افتاده است. امروز صدها مؤسسه تحقیقاتی، صدها حوزوی اهل قلم و صدها روشنفکر آشنا با علوم جدید و اهل تفکر اجتماعی پدید آمده اند.
دانشگاه الآن، دانشگاه سی سال پیش نیست. دانشگاه ما امروز به مراتب مردمی تر، زنده تر و دینی تر از دانشگاه قبل از انقلاب است. روح تحقیق و پیشرفت و علاقه به تولید علم و حضور در صحنه مشکلات اجتماعی در دانشگاههای ما زنده است. قلب دانشگاه، امروز با صدای بلند می تپد و قلب حوزه نیز. و همه آنهایی که مرگ دانشگاه را آرزو می کردند و افول حوزه را، این آرزو را به گور خواهند برد. در عین حال، امروز همه ما و شما ناآرامیم و از وضع موجود ناراضی هستیم و باید هم ناراضی بود. لکن این نارضایتی به معنای انکار پیشرفتها نیست. بلکه به دلیل اهداف بلندتری است که قرار بوده تعقیب بشوند و باید تعقیب بشوند و این دغدغه ای مقدس است که باید حفظ شود. نباید ترسید، نباید مأیوس شد، نباید خسته و مردد شد، باید مصمم و جدی باشیم و به آینده بزرگتری که باید ساخته شود، اندیشید.

سوم ـ اگر ما بتوانیم از تجربه «جامعه سازی جدید» که الآن درگیرش هستیم، موفق بیرون بیاییم، یک رنسانس دوباره ای در جهان اسلام و حتی سراسر جهان اتفاق خواهد افتاد. معمولا برای ساختن یک فرد، چند دهه وقت باید گذاشت، با این که عمرش هم بیشتر از چند دهه نیست. اما پروژه پی ریزی یک جامعه جدید، چند دهه طول می کشد. واحد زمان در روز، «ثانیه» است، ولی واحد زمان در جامعه سازی حداقل «دهه» است. باید بگوییم چند دهه برای ساختن جامعه جدید و فرهنگ جدید کار کرده ایم. اگر ما بتوانیم در تجربه جامعه سازی دینی موفق شویم و این پروژه را درست پیش ببریم، پی ریزی ساختمان کامل این جامعه، چند قرن طول خواهد کشید. چنان که دست کم 4 تا 5 قرن روی تمدن غرب کار شد تا به اینجا رسید. اگر ما این پروژه را درست پیش ببریم، بزرگترین پدیده هزاره اخیر اتفاق خواهد افتاد.
مسؤول اصلی این پروژه نسل سوم دانشگاه و حوزه و بخشهایی از حاکمیت هستند که با سرنوشت حوزه و دانشگاه سر و کار دارند.

باید توجه داشت که مانیفست تحول بزرگ جهان اسلام، به دست ما نوشته می شود و کوچکترین اقدام در این زمینه، زیر ذره بین تاریخ قرار خواهد گرفت. ملتهای بسیاری منتظرند از روی دست دانشجویان و طلاب، نسخه برداری کنند. ملتهای زیادی نظاره گرند که جامعه و حکومت جدید در ایران، چگونه پیش می رود و در فاصله ده سال و بیست سال، از ما مو به مو تقلید خواهند کرد. همیشه جامعه هایی که خط تاریخ را شکسته اند، با فاصله کوتاهی مورد الگوبرداری سایرجوامع قرار گرفته اند. امروز جوامع اسلامی دیگر در حال الگوبرداری از انقلاب ما و فداکاریهای نسل اول و دوم انقلاب هستند. اما باید کاری کنیم که در دو دهه آینده، جوامع اسلامی بتوانند از روی پروژه حکومت و نحوه حکومت ما هم الگو برداری کنند. اگر نتوانیم انقلابی را که در سطح جهان اسلام راه انداخته ایم، به سامان برسانیم و نتوانیم جایگزین مناسبی در برابر الگوهای ارتجاعی و الگوهای غربی ارایه دهیم، آن وقت تمام تلاشها و فداکاریها، به یأس مجدد جهان اسلام خواهد انجامید.
اگر ما نتوانیم جامعه جدید را درست بسازیم، همه ملتهایی که به هوای انقلاب ما انقلاب کردند، در یکی دو دهه آینده مأیوس می شوند و در نیم قرن آینده وضع فلاکت بار تری بر جهان اسلام مسلط خواهد شد. جامعه جدید، جامعه ای است که از زیر فشار عادات غلط و خرافی گذشته رها شود و درعین حال، به دام خرافات مدرن که از طرف هژمونی غرب به ملتها تحمیل می شود، نیفتد.

حوزه و دانشگاه باید دائم بررسی کنند که آیا جامعه ای که می خواستیم بسازیم و می خواهیم بنا کنیم، همین است؟ تقریبا" امروز همه مدیران کشور از کرسی های حوزه و دانشگاه وارد کرسی های مدیریتی می شوند. از این جهت، حاکمیت فرزند دانشگاه و حوزه است. هیچ وقت مانند امروز حلقه نظر وعمل به این صورت به هم نزدیک نبوده است که تصمیمات دانشگاه و حوزه با فاصله کوتاهی وارد حاکمیت شود. این که سرنوشت جامعه و نظام به جای پستوی مافیای ثروت و قدرت، در محافل علمی تعیین شود، نکته بسیار مثبتی است و در عین حال مسؤولیت آور است؛ تکلیف بزرگی است از طرف خدا و مردم که بر دوش حوزه و دانشگاه نهاده شده است.

در دهه سوم باید کمتر کلی گویی کنیم. دهه سوم، دهه «جزیی گویی» است. دهه سوم دهه «دقت فکری» است. دقت در حرف زدن، در نقد کردن و پیشنهاد دادن. باید همان اصول دهه اول را پیگیری کنیم، اما انحصارا در آن حد نباید باقی بمانیم. حرفهای تکراری حوزه و دانشگاه در باب جامعه وحکومت ایده آل باید به ایده های جدید و اجتهادی و راهکارهای عملی و برنامه های عینی تبدیل شود. اگر حوزه و دانشگاه در پروژه تولید علم و تولید حرفهای جدید و طرحهای عملی شکست بخورند، حاکمیت شکست خواهد خورد.
ما در این شرایط اولا" نباید امید خود را از دست دهیم اگر ما مثبت باشیم و مثبت بیندیشیم، حاکمیت مثبت خواهد بود و جامعه جلو خواهد رفت.
ثانیا" حوزه و دانشگاه باید به سمت عمل گرایی پیش بروند. طلبه و دانشجو در حوزه و دانشگاه نباید جدا از جامعه و بی ارتباط با مشکلات عینی مردم و حاکمیت مطالعه و مباحثه کنند. در روایات ما از علم به طور مطلق دفاع نشده، بلکه مدام از علم نافع و مفید بحث شده است و گفته اند از خدا علم نافع بخواهید. علم نافع یعنی علمی که به کار امت بیاید. علمی که در تأمین حقوق بشر کمک کند، علمی که آزادی و آگاهی و آبادی را برای جامعه به ارمغان آورد، علمی که به درد دنیا و آخرت مردم بخورد و منجر به عمل گردد. طرح جامع ما برای نیم قرن آینده حکومت و جامعه بایدمعلوم باشد و سیر علوم، تحقیقات، موضوعات و مطالعات حوزه و دانشگاه باید بر این اساس جهت پیدا کند. حوزه و دانشگاه متأسفانه با همه ظرفیت خود پای کار نیامده اند. می توان گفت کمتر از 15 یا 20درصد ظرفیت دانشگاه وحوزه در مسیر حل مشکلات حکومت و جامعه فعال شده است.
نظام باید حوزه و دانشگاه را در جریان مشکلات عینی کشور قرار دهد و از آنها مطالبه پاسخ بکند و دانشگاه و حوزه را در حوزه تخصص خودشان درگیر کند. همه تحقیقات علمی ما اعم از تجربی، علوم پایه، مباحث فلسفی، عقلی، نقلی، فقهی، کلامی و اخلاقی، همه باید پای کار جامعه حاضر باشند.

سوم- مراقب باشیم که بدنه اصلی دانشگاه و حوزه آلوده به مسایل فرعی و حاشیه ای و دعواهای حزبی و فحاشیهای ژورنالیستی و چاقوکشی های روزنامه ای نشود و آن انرژی که باید به کار مردم و محرومین بیاید، در این جبهه ها هدر نرود.

چهارم ـ امروز باید به راهی میان طالبانیزم و سکولاریزم بیندیشیم. به راه سومی میان سلطنت سنتی و دموکراسی غربی بیندیشیم؛ راه سوم میان انزوای رهبانی شرق و شهوت پرستی غرب؛ راه سوم میان فقر مفرط و سرمایه داری افسار گسیخته و راه سومی میان تحجر و قشری گری و واپس گرایی با تقلید و ترجمه و غرب پرستی. راه سوم، راه خلاقیت، اجتهاد و نواندیشی در عین اصالت خواهی، و اصول گرایی و ارزش محوری است. راه سوم راه اخلاق گرایی بدون ریاکاری و ظاهرگرایی است، راه عمل گرایی بدون عمل زدگی و پراگماتیزم و راه نواندیشی و روشنفکری بدون بدعت گذاری و ارتداد است. راه اصول گرایی بدون قشری گری و بنیادگرایی، راه آزاداندیشی بدون اباهی گری و شکاکیت، راه گفتگو و مباحثه بدون لجاجت و بی ادبی،راه برادری و رحمت بدون کلیشه ای شدن و راه مردم گرایی و مردم سالاری بدون عوام زدگی و عوام فریبی است، راه سوم، راه تفاهم و حسن ظن بدون استبداد و در عین اختلاف نظرها، راه قانون گرایی بدون عدالت ستیزی است، راه آزادی بدون هوچی گری و هرج و مرج طلبی و راه دفاع از امنیت بدون سرکوب آزادیهاست.
این راه، راهی است که باید ابتدا نخبگان ما در حوزه و دانشگاه آن را از حیث تئوریک هموار کنندو همه گرایشهای
اسلامی و وفادار به قانون اساسی، این مسیر را طی کنند.




جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ دوشنبه 85/9/27 ساعت 5:17 عصر

 نتایج قطعی انتخابات در تعدادی از استان‌های کشور مشخص و اعلام شد. به این ترتیب، تنها نتایج انتخابات سه استان فارس، قزوین و تهران هنوز به طور قطعی اعلام نشده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنابر اطلاعیه ستاد انتخابات، در استان یزد، از تعداد 157/418 آراء ماخوذه آقای ابوالقاسم وافی با کسب 190027 رای حائز اکثریت آراء در مجلس خبرگان رهبری گردید.

در استان همدان از تعداد 971/747 آراء ماخوذه آقایان 1- غیاث الدین طه محمدی با کسب 286623 رای 2- علی رازینی با کسب 283821 رای حائز اکثریت آراء درمجلس خبرگان رهبری گردیدند.

در استان قم از تعداد 207/357 آراء ماخوذه آقای محمد دانش زاده (مومن) با کسب 181640 رای، حائز اکثریت آراء مجلس خبرگان رهبری گردید.
و بنابر اعلام ستاد انتخابات کشور در استان خراسان جنوبی، سید ابراهیم رییس الساداتی با کسب 200 هزار و 906 رای ماخوذه از مجموع 292 هزار و 827 رای حائز اکثریت آرا شد و به مجلس خبرگان راه یافت.

در استان سمنان از تعداد 192/298 آراء ماخوذه آقای سید محمد شاه چراغ با رای 165485 رای حائز اکثریت گردیدند.

گفتنی است، با پایان کار شمارش آراء انتخابات مجلس خبرگان رهبری در استان کرمانشاه، آیت‌الله محمدحسین زرندی و آیت‌الله حسن ممدوحی، حائز بیشترین آراء شده و به عنوان نمایندگان استان کرمانشاه به مجلس خبرگان رهبری راه یافتند.

همچنین خبرهای رسیده از استان خراسان شمالی حاکی از آن است: با 398184 آراء ماخوذه ، حبیب الله مهمان نواز با کسب 268930 رای حائز اکثریت آراء در مجلس خبرگان رهبری گردید.

در استان مرکزی از تعداد 546937 آراء ماخوذه آقایان: 1- گرگانی با کسب 307969 رای 2- میر محمدی با کسب 239561 رای حائز اکثریت آراء درمجلس خبرگان رهبری گردیدند.

همچنین به گفته مدیرکل انتخابات استان اردبیل، در این استان: نفر اول، حجت الاسلام دکتر سید حسن عاملی با 494000 رای؛ نفر دوم، آیت الله میرابراهیم سید حاتمی 189979 رای؛ نفر سوم، ننه کران با یکصد هزار و پانصد رای و نفر چهارم، حسین زاده یزدی با 27 هزار و چهارصد رای که از استان اردبیل دو نفر اول و دوم برای مجلس خبرگان رهبری انتخاب شدند. میزان مشارکت کل استان در انتخابات خبرگان رهبری 66 درصد بوده است.

همچنین از جمع کل یک میلیون و 380 هزار و 652 آراء مأخوذه در 16 شهرستان استان گیلان، زین العابدین قربانی با کسب بیش از 461 هزار و 703 هزار رأی در صدر قرار گرفت.
رمضانی با 419 هزار و 462 رأی دوم، امینیان با 375 هزار و 164 رأی سوم، محفوظی با 329 هزار و 371 رأی چهارم، میر حسین اشکوری با 258 هزار و 513 رأی پنجم و تسخیری با 214 هزار و 48 رأی در رده ششم قرار گرفتند که ۴ نفر اول به مجلس خبرگان راه می‌یابند.

همچنین خبرها از خراسان رضوی حاکی از آن است که:  از مجموع 4 هزار و 150 شعبه اخذ رأی 3 هزار و‌ 845 شعبه رأی معادل‌ 92 درصد آرا شمارش شد و محمود هاشمی شاهرودی با یک میلیون و 281 هزار و‌ 96 رأی بیش‌ترین رأی خبرگان رهبری را کسب کرده است. و از 2 میلیون و ‌223 هزار و ‌137 رأی شمرده شده و پس از شاهرودی در انتخابات خبرگان احمد علم‌الهدی با یک میلیون و‌ 53 هزار و 390 رأی قرار دارد.
مدیر کل اجتماعی و انتخابات استانداری خراسان رضوی اظهار داشت: پس از وی نیز محمدرضا فاکر با 761 هزار‌، ابوالقاسم خزعلی با 761 هزار‌، عباس واعظ طبسی با 760 هزار، علی‌اصغر معصومی با‌ 640 هزار رأی، حسن عالمی با 628 هزار رأی مأخوذه، محمود مدنی‌بجستانی با 517 هزار رأی، عبدالجواد غرویان با 310 هزار رأی و اسماعیل فردوسی بود با 248 هزار رأی قرار دارند.
شمقدری یادآور شد: 6 نفر اول این افراد به عنوان نمایندگان خراسان رضوی در خبرگان رهبری هستند.

بنابر این گزارش، همچنین در استان ایلام از تعداد 310286  آراء ماخوذه ، رحیم محمدی (ایلامی) با کسب 151747 رای حائز اکثریت آراء در مجلس خبرگان رهبری گردید. و در استان چهارمحال و بختیاری نیز از تعداد 405397 آراء ماخوذه، علیرضا اسلامیان با کسب 189825 رای حائز اکثریت آراء در مجلس خبرگان رهبری گردید.

و همچنین رئیس دفتر نظارت و بازرسی شورای نگهبان با اعلام نتایج انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اصفهان را بدین شرح اعلام کرد: از مجموع حدود یک میلیون و 700 هزار رأی، طباطبایی نژاد ، مهدوی ، مقتدایی ، عبداللهی و شریعتی نیاسر، حائزین اکثریت آراء در استان اصفهان شدند.

این گزارش می‌افزاید: در پایان شمارش آراء آیت‌الله سید محمدحسن طاهری با 511 هزار و 166 رأی و آیت‌الله سید محمدنقی شاهرخی با 359 هزار و 725 رأی بیشترین آراء را در لرستان کسب کردند و به عنوان نمایندگان استان لرستان به مجلس خبرگان رهبری راه خواهند یافت. همچنین تعداد آراء حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی‌محمد رضا تقوایی را 100 هزار و 569 رای و آراء حجت‌الاسلام والمسلمین مجید حاجاتی را 58 هزار و 769 رأی اعلام شد.

لازم بذکر است، در استان زنجان نیز 468 هزار و 635 رای به صندوق‌ها انداخته شده بود که محمد تقی واعظی با کسب 380 هزار و 308 رای از جمع 468 هزار و 635 رای حائز اکثریت آرا شد.
غلامرضا فیاضی نیز 46 هزار و 832 رأی به خود اختصاص داده است.

در ادامه این گزارش آمده است: در هرمزگان غلامعلی نعیم‌آبادی با کسب 273 هزار و 896 رای از مجموع 595 هزار و 272 رای حائز اکثریت آرا شد.

در استان کهکیلویه و بویر احمد سیدکرامت‌الله ملک حسینی با کسب 208 هزار و 798 رای از مجموع 332 هزار و 573 رای اکثریت آرا را به خود اختصاص داد.

 در استان آذربایجان غربی علی اکبر قریشی ، حسن نمازی و سید اکبر غفاری قرباغ به ترتیب با کسب 549 هزار و 11 رای،360 هزار و 950 رای، 331 هزار و 975 رای از مجموع 1065388 رای حائز اکثریت آراء شدند. 

بر اساس اعلام ستاد انتخابات کشور، در آذربایجان شرقی محسن مجتهد شبستری ، مرتضی بنی فضل ، محمد تقی پورمحمدی، سید محمد واعظ موسوی و محمد فیضی به ترتیب با کسب 671 هزار و 254 رای، 458 هزار و 907 رای، 359 هزار و 839 رای، 305 هزار و 72 رای، 283 هزار و 856 رای از مجموع 1431520 رای حائز اکثریت آرا شدند و به مجلس خبرگان راه یافتند.

در استان مازندران نورالله طبرسی، صادق اردشیر لاریجانی، علی معلمی و سید صادق جابری به ترتیب با کسب 517 هزار و 313 رای، 488 هزار و 940 رای، 433 هزار و 696 رای، 412 هزار و 694 رای از مجموع یک میلیون و پانصد و شصت هزار و نهصد و سی وچهار رای ماخوذه اکثریت آرا ار به خود اختصاص دادند.

رئیس ستاد انتخابات استان کرمان گفت: در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در این استان، حجج‌ اسلام‌ سیداحمد خاتمی‌ با ‌576‌,‌873‌ رای، محمد علی‌ موحدی‌ کرمانی‌ با ‌974‌,‌685‌و بهرامی‌ خوشکار ‌986‌/‌440‌ رای‌ حائز رتبه‌ شدند که‌ به عنوان نمایندگان مردم استان کرمان به ‌ مجلس‌ خبرگان‌ راه‌ پیدا کردند.
ابوالقاسم‌ نصراللهی افزود: محمد هاشمیان‌ ‌88‌/‌381‌ علیمرادی‌ ‌204‌/‌124‌ رای کسب کردند. در انتخابات میان‌ دوره‌ ای مجلس، حوزه بم‌ نیز موسی‌ غضنفر آبادی‌ با ‌000‌/‌108‌ رای‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ راه‌ پیدا کرد.

فرماندار زاهدان‌ و رئیس‌ مرکز حوزه‌ انتخابیه‌ سیستان‌ و بلوچستان ‌در مصاحبه با واحد مرکزی خبر گفت: در چهارمین‌ دوره انتخابات‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ حجت‌ الاسلام‌ والمسلمین‌ سلیمانی‌ با کسب‌ ‌479‌ هزارو ‌180‌ رای‌ و مولوی‌ علی‌ احمد سلامی‌ با کسب‌ ‌589‌ هزارو‌273‌ رای‌ به‌ عنوان‌ نمایندگان‌ مردم‌ استان‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ تعیین‌ شدند.

ستاد انتخابات کشور همچنین نتایج رسمی انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری را در استان گلستان اعلام کرد.
از مجموع 844 هزار و 557 ارای ماخوذه، سید کاظم نورمفیدی با کسب 435 هزار و 935 رای و حبیب الله طاهری با کسب 430 هزار و 711 رای حائز اکثریت آراء شدند.

ستاد انتخابات کشور همچنین جمع آرای ماخوذه داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان رهبری در استان بوشهر را ‪ ۴۱۷‬هزار و ‪ ۵۰۵‬رای اعلام کرد که از این تعداد، سیدهاشم حسینی با کسب ‪ ۳۵۶‬هزار و ‪ ۶۸۹‬رای، اکثریت آرا را به دست آورد.

ستاد انتخابات کشور همچنین نتایج رسمی انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری را در استان کردستان اعلام کرد.
در این استان از مجموع 539 هزار و 348 ارای ماخوذه، محمد شیخ الاسلامی با کسب 204هزار و 330رای و عبدالرحمن خدایی با 133 هزار و 422 رای حائز اکثریت ارا شدند.

ستاد انتخابات کشور نتایج رسمی انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری در استان خوزستان را نیز اعلام کرد.
در این استان از مجموع یک میلیون و 578 هزار و 237 ارای ماخوذه سیدمحمدعلی موسوی با کسب 640 هزار و 943رای، عباس کعبی نسب با 498 هزار و 218 رای، سیدعلی شفیعی با کسب 457 هزار و 399 رای، علی فلاحیان 386 هزار و 767 رای، محمدحسین احمدی با 349 هزار و 825 رای و محسن حیدری ال کثیری با کسب 332 هزار و 601 رای حائز اکثریت آرا شدند.

مجموع آرای ماخوذه در استان فارس یک میلیون و 928 هزار و 856 رای اعلام شده است و افراد زیر بیشترین آرا را کسب کرده‌‏اند:
1- سید علی اصغر دستغیب با یک میلیون و 181 هزار و 783 رای
2- سید علی محمد دستغیب با 883 هزار و 918 رای
3- احمد بهشتی با کسب 583 هزار و 486 رای
4- محمد صادق (محی الدین) با 478 هزار 887 رای
5- اسدالله ایمانی با 453 هزار و 222 رای

در استان قزوین از 534014 آراء ماخوذه آقایان: هادی باریک بین با کسب 229806 رای و علی شیخ محمدی با کسب 229423 رای حائز اکثریت آراء در مجلس خبرگان رهبری گردیدند.






جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ چهارشنبه 85/9/22 ساعت 5:28 عصر

سومین انتخابات شوراهای اسلامی شهرو روستا ، درحالی تا چند روزدیگربه انجام
می رسد که متاسفانه باید گفت نهاد شورابه دلیل عملکردهای عمدتا" سیاسی و ضعیف جناحهای حاکم بر شوراها اعتبارلازم رادرمیان مردم پیدا نکرده و بعنوان محلی برای پیشبرد خواسته های ملت ظهور نکرده اند. البته بدیهی است در این میان شوراهای موفق و نسبتا" موفق نیز در سطح کشوروجود داشته اند .
از طرفی این سیاست زدگی باعث شده است تا نخبگان توانمند و مدیر و البته فارغ از هیاهوی سیاسی کشور نیز آن چنان که باید به این نهاد بسیارمهم اجتماعی توجه نکنند وبسیاری ازایشان ازحضوردرصحنه رقابت انتخاباتی پرهیز نمایند.
همچنین شوراهای گذشته و فعلی چنانچه باید، به فلسفه شورا که همان مشارکت
مردم در امور زندگی خویش ونه حضور5 و9 و11 و15 نفردرشوراهای شهر
می باشد، نزدیک نشدند. در حالی که می توانستند و باید، برای وظایف قانونی شان از طرق مختلف به مشارکت مردم در سطوح تصمیم گیری ، اجرایی و نظارتی تحقق می بخشیدند که اگر این تحقق می یافت علاوه بر حل معضلات آسان شهرها ما شاهد علاقمندی بیشتر مردم به آنها نیز بودیم.
شوراهای شهر محمل تجلی جمهوریت نظام به دلیل ارتباط تنگاتنگ با موضوعات مرتبط با زندگی روزانه مردم محلی برای افزایش رضایت عمومی و کارامدی نظام می باشد. از نگرش های عمدتا" سیاسی موجود و لیست های جناحی و گروهی که این روزها شاهد دعواهاهای آنها هستیم به عنوان تهدیدی برای شوراها محسوب می شوند. بدتر آنکه متأسفانه برخی گروهها اساسا" اعتقادی به میزان کارایی شوراها ندارند ، وبه آن صرفا" به عنوان پله رشد سیاسی ابزار کسب سایر نهادهای تصمیم گیری و اجرایی می نگرند. سهم خواهی و کج اندیشی و محدود نگری برخی از این گروهها که همه غیر از خود را مورد حمله قرار می دهند جای بازنگری دارد و اساسا" با روح کار شورایی در تضاد است .
در کنار این سیاست زدگی ها در گوشه و کنار شاهد طرح فرمایشی بودن بودن انتخابات و عدم نیاز به رأی مستقیم مردم و سخنانی از این دست هستیم که قطعا" با اصول اولیه انقلاب اسلامی ایران و اندیشه ناب حضرت امام خمینی(ره) و رهبری در تضاد است.از اینها که بگذریم درباره شوراهای شهروانتخابات پیش رو
نکاتی قابل طرح اند که به برخی از انها اشاره می شود:

الف- حرکت بسوی مدیریت واحد شهری:
عدم تمرکزمدیریت در شهرها باعث بروز مشکلات فراوان و عدم کارایی شوراها به میزان مطلوب شده است. شورای شهر آینده باید به سوی تفکر مدیریت واحد شهری گام بردارد و از تضعیف جایگاه شورا وکاهش اختیارت آن جلوگیری نماید تا بتوان بر اساس نگرشی کلان و گسترده به برنامه ریزی صحیح برای همه مسائل شهری همت بگمارد. یکی از مشکلات اصلی شوراهای فعلی و گذشته شهرها این بود که به جای آن که شورای شهر باشند شورای شهرداری بودند.
ب) بودجه و منابع در آمدی جدید:
بهترین برنامه ها – در صورت وجود- بدون بودجه لازم قابل اجرا نیستند و متاسفانه عمده منابع درآمدی شهرداری ها از محل فروش تخلفات یا تغییر کاربری ها صورت می گیرد که خود عامل تضعیف قانون و جایگاه نظارتی شوراست، لذا یکی از رسالت های مهم شورای شهر سوم ایجاد منابع درآمدی جدید و سالم است. همچنین شوراها برای امکان نظارت مستقل تر و جدی تر باید خود منابع در آمد مستقلی را داشته باشند و در سیاست گذاری ها جانب عموم و بویژه محرومان را رعایت بکنند.
ج) حاشیه نشینی و محرومان:
مشکل جدی ای که البته شاید حل آن تا حدود زیادی به وزارت خانه های کشاورزی، اقتصاد،رفاه، کار و امور اجتماعی و... وابسته باشد مسأله حاشیه نشینی در شهرهای بزرگی چون تهران و مشهد ، اصفهان و... است که موجب بروز ناهنجاریهای بسیار اجتماعی، اقتصادی و... گشته است. شورای سوم باید راهکار جدی و اولویت کاری خود را به این مسأله اختصاص دهد. توجه ویژه به مناطق محروم شهر و تلاش برای بهبود وضعیت خدماتی نیز از موضوعات مهم به شمار می رود.
د) فساد اداری و مالی بدنه شهرداری ها:
شهرداری ها به خاطر گردش مالی بالا و نوع کارشان محمل بروز انواع فساد و رانت خواری هستند که این مسائل باید به عنوان یکی از اولویت های شورای شهر به عنوان نهاد نظارتی بر آنها در دستور کار قرار گیرند و با اصلاح سیستمی ساختار اداری و مالی آنها از لوث این اتهام مبرا شوند. نکته مهم عدم برخورد های سطحی و شخصی و موقتی و جایگزینی نگرش سیستمی جهت شفاف سازی فرآیند ها و ورود و خروج ها و امنیت اطلاعاتی و... است.
ه) اعضای شورا:
متاسفانه در میان دعوای اجماع و عدم اجماع گروههای سیاسی - که اساسا" غلط است و به جای این که امکان انتخاب مردم و حضورسلایق مختلف به جای دوقطبی شدن را افزایش دهد و احتمال رای سیاسی را دامن نزند – ملاکهای انتخاب اعضای شورای شهر و ارائه برنامه گروهها و مقایسه آنها فراموش شده اند . اینکه عضو شورای شهر باید نگاهی کلان واستراتژیک داشته باشد و پیش از هرچیز برنامه های خود را برای رفع مشکلات مهم شهری و راهکارهای افزایش مشارکت مردم ارائه نماید و مردم از میان این دیدگاهها به بهترین شان رای دهند، در میان هیاهوهای باندی و گروهی از یاد رفته اند.
در مجموع به نظر می رسد بزرگترین آفت که شورای سوم را تهدید می کند حضور نیروهایی است که جنبه های سیاسی و وابستگی گروهی شان از برنامه ها و سوابق روشن و تخصص شان پر رنگ تر باشد که در این صورت به اتلاف بیت المال – هرچند در ظاهری موجه و شعارهایی ظاهر الصلاح_ منجر خواهد شد.
در این میان میدان دادن به عناصر و گروههایی تنگ نظر که بدون داشتن صلاحیت های لازم با سوء استفاده از احساسات پاک مردم به دنبال کسب کرسی های شورای شهر باشند ، خطرناک است.
همچنین این شاعبه وجود دارد که دخالت و حضور سازماندهی شده برخی نیروهای نظامی و دولتی در انتخابات برخی شهرها که خلاف دستورات مقام معظم رهبری است سبب شود تا برگزاری انتخابات سالم را دچار خدشه نماید.
جنبش عدالتخواه دانشجویی همچون گذشته نسبت به منتخبین مردم حساس بوده و بر روند فعالیتهای شوراهای نظارت و مطالبه خود را خواهد داشت.
ومن الله التوفیق
جنبش عدالتخواه دانشجویی



جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ چهارشنبه 85/9/22 ساعت 4:40 عصر

هوالحق

گوشه ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در دیدار اعضاى مجلس خبرگان‏ (81/12/13)

 

" ...تفاوت دیگر دمکراسی های رایج دنیا با نظام مردم‏سالاری دینی این است که در مردم‏سالاری دینی کارهای رایجِ دنیا و اسرافها و تبلیغات پر خرج مطلقاً نباید انجام گیرد... شنیده شد در بعضی از مناطق، نامزدهای انتخابات با شعارهای ضدّاسلامی و ضدنظام خواسته‏اند نظر مردم را جلب کنند! البته مردم با بی‏اعتنایی خود، پاسخ اینها را دادند؛ لیکن معلوم شد دستگاه نظارت بر این امور، دستگاه دقیقی نبوده و به وظیفه خود عمل نکرده ...البته انتخابات گذشت؛ اما این‏که مسؤولان امور به وظیفه خود عمل نکنند، نگذشته است. این قابل بررسی و قابل تعقیب و پیگیری است و باید معلوم شود واقعاً تعمّد داشته‏اند یا نه. کسانی را که امام صریحاً از گردونه سیاست کشور خارج کرده‏اند، چرا باید افرادی برخلاف نظر امام و برخلاف آنچه مبنای نظام جمهوری اسلامی است، وارد میدان کنند؟ "

 

موضوع: اشکال دور و پارادوکس عزل

 

1ـ در قانون اساسى آمده است: اعضاى شوراى نگهبان از طرف رهبر تعیین می شوند و آنها صلاحیت کاندیداهاى خبرگان رهبرى را تأیید مى کنند; بنابر این تعیین رهبر از سوى خود وى ـ با واسطه ـ انجام مى شود، و این یک نوع «دَوْر» است!

 

مغالطه اى که در وارد کردن اشکال دور به رابطه میان ولىّ فقیه و خبرگان وجود دارد در آن جاست که مى گوید: «ولىّ فقیه اعتبارش را از مجلس خبرگان کسب مى کند» در حالى که اعتبار خود خبرگان به امضاى ولىّ فقیه و از طریق تأیید توسّط شوراى نگهبان است که خود این شورا اعتبارش را از رهبر گرفته است. و پاسخ این است که اعتبار ولىّ فقیه از ناحیه خبرگان نیست بلکه به نصب از جانب امام معصوم(علیه السلام) و خداى متعال است و خبرگان در حقیقت رهبر را نصب نمى کنند بلکه نقش آنان «کشف» رهبر منصوب به نصب عام از جانب امام زمان(علیه السلام) است.

جواب دیگرى هم که مى توانیم بدهیم این است که بطور مثال، بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینى(قدس سره)اوّلین شوراى نگهبان را تعیین فرمودند و آن شوراى نگهبان صلاحیّت کاندیداهاى مجلس خبرگان رهبرى را تأیید کردند و آنان انتخاب شدند. امّا این مجلس خبرگان کارش تعیین رهبر بعدى است و بنابراین دورى در کار نیست. بله اگر این گونه بود که امام خمینى(قدس سره)با یک واسطه (شوراى نگهبان) مجلس خبرگان رهبرى را تأیید کرده بودند و در عین حال همین مجلس خبرگان، امام را به رهبرى تعیین کرده بود این کار، دور بود.

2- اگر زمانى مجلس خبرگان رهبرى، رهبر را فاقد صلاحیت تشخیص داده و عزل کرد و هم زمان، رهبر و ولىّ فقیه هم تشخیص داد که این مجلس خبرگان صلاحیت خودش را از دست داده و آن را منحل نمود چه باید کرد؟

روشن است که اگر فقط یکى از دو مسأله فوق الذّکر اتفاق بیفتد مشکلى نخواهد بود; یعنى اگر فقط این باشد که مجلس خبرگان ولىّ فقیه را عزل کند او از این سمت برکنار خواهد شد. و اگر هم فقط این باشد که رهبر و ولىّ فقیه حکم به انحلال مجلس خبرگان کند این مجلس منحل خواهد شد - ولىّ فقیه مى تواند با استفاده از ولایتى که دارد مجلس خبرگان را منحل نماید گر چه در هیچ قانونى صراحتاً یکى از اختیارات ولىّ فقیه را «انحلال مجلس خبرگان» ذکر نکرده اند- و باید با برگزارى انتخابات، مجلس خبرگان جدیدى تشکیل شود. امّا مشکل در جایى پیش خواهد آمد که این دو حکم در یک زمان واقع شود .

 آن چه اجمالاً در این باره مى توان گفت این است که هر یک از مجلس خبرگان و ولىّ فقیه که حکمش به حسب زمانى مقدّم بر دیگرى صادر شده باشد حکم او نافذ و حکم دیگرى فاقد اعتبار خواهد بود و فرض همزمانى این دو حکم فرضى است بسیار نادر که بحث از آن ارزش عملى چندانى ندارد.

امّا، نکته علمى مهم و قابل توجهى که در این مورد وجود دارد این است که همان گونه که در ابتداى امر، کار مجلس خبرگان «کشف» و تشخیص فرد واجد شرایط، و نه «نصب» او، مى باشد در انتها هم کار مجلس خبرگان تنها «کشف» و تشخیص از دست دادن شرایط است و عزل به صورت خود بخود انجام مى پذیرد. و اتّفاقاً این مسأله یکى از امتیازات و ویژگى هاى نظریه و نظام ولایت فقیه است که به محض این که کوچک ترین خللى در شرایط لازم براى رهبرى بوجود بیاید رهبر خود بخود عزل مى شود و اعتبار و مشروعیتش را از دست مى دهد.



جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ چهارشنبه 85/9/22 ساعت 4:40 عصر

جگر سید!

اتاقِ کارِ آقای سیدحسن نصرالله هم دو پنجره داشت. یکی رو به دریا و یکی رو به جنوب. پس از آزادیِ جنوب، سال 2002 بود به گمانم که ایشان ما پنج نویسنده را به حضور پذیرفت. در ضاحیه و در مربع الامن و در دفتر کارِ خود. برای‌مان از حمله‌ی کورِ اسرائیل در جنوب گفت و شهادتِ اتفاقیِ یکی از سربازانِ حزب‌الله و درگیری‌های مرزیِ آن روزها که برای مقابله به مثل بود. سیدحسن نصرالله تعریف می‌کرد:

 

- همین چند ساعتِ پیش بچه‌ها تماس گرفتند که روی خطِ مرزی می‌توانیم یک تانکِ مرکاوا را (که آن روزها بسیار جدید بود) منهدم کنیم. دو سرنشین دارد. به آن‌ها گفتم که صبر کنند تا دو ساعتِ دیگر که جیپِ سه‌نفره‌ی گشتِ مرزی از آن‌جا عبور می‌کند. گفتند چرا؟ تانکِ چندصد‌هزار دلاری دستِ کم ده‌ها برابرِ جیپِ قراضه قیمت دارد!

 

سیدحسن مکثی کرد و لب‌خندی زد. بعد ادامه داد:

 

- به آن‌ها گفتم اگر مرکاوا را بزنیم، امریکا بلافاصله یکی به‌ترش را به ایشان هدیه خواهد داد. اما یک نفر سرنشینِ اضافه‌ی جیپ را امریکا نمی‌تواند به آن‌ها هدیه بدهد! تازه از همه‌ی این‌ها گذشته عاقبت همه‌ی مرکاواها مالِ ماست، برای چه نابودشان کنیم؟

 

به مفهومِ دقیقِ کلمه ما پنج نویسنده یعنی رضای بایرامی و محسن مومنی و اکبر خلیلی و دکتر غلامعلی رجایی خفقان گرفته بودیم. صدای نفس هم‌دیگر را می‌شنیدیم. پیش‌تر نوشتم، جلسه دو-سه ساعت بود و من فقط همین خاطره را دارم. دلیلِ اصلیِ این سکوت و خفقان را بعد از نقلِ این خاطره‌ی سیدحسن به او گفتم.

 

اتاقِ سید حسن دو پنجره داشت، بری و بحری. یکی به سمتِ جنوب یکی به سمتِ دریا. من تمامِ مدت گرفتارِ آن بودم که موشکِ اسرائیلی از ناوچه‌ی مستقر در دریا به سمتِ ما خواهد آمد یا از جنوب و من به کدام سمت بایستی خیز بروم. طبیعی بود که هیچ نمی‌شنیدم از صحبت‌های او. آن‌وقت روبه‌روی من مردی نشسته بود که از اسرائیل و امریکا جوری حرف می‌زد که پنداری ایمانِ خمینی در جانش حلول کرده است...



شنیده بودم که جلال بعد از دیدنِ امام در اوایل شروعِ نهضت در راه برگشت از قم به برادرش شمس گفته بود که دیدی؟ و او جواب داده بود که چه چیز را؟ و دوباره جلال پرسیده بود که دیدی؟ و عاقبت قریب به این مضمون گفته بود دیدی جگر این مرد را! و ما پنج نویسنده نیز تا پایان سفر مشغولِ تخمین وزنِ جگرِ سید حسن بودیم!

گفته اند ادبیات برای ادبیات ، اما چیزهایی است که ادبیات مدیون آن هاست،از جمله همین جگر!



جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ چهارشنبه 85/9/22 ساعت 4:40 عصر

انقلاب اسلامی ایران که نزدیک به سه دهه از آغاز آن می‌گذرد، بیش از آنکه یک انقلاب سیاسی باشد، از بن مایه‌ها و درونمایه‌ی فرهنگی برخوردار است اما متأسفانه آن طور که ما در عرصه‌ی تغییر نظام سیاسی فاسد موجود خوب ظاهر شدیم در تغییر مفاهیم، ساختارها و محصولات فرهنگی معیوب و ناسالم حاکم براندیشه و عمل عوام و فواصل جامعه موفق نبودیم البته حضرت امام با طرح گفتمان «اسلام ناب» در مقابل دیگر قرائت‌‌های انحرافی- التقاطی موجود از اسلام، تلاش نمود تا مبنای سیاست فرهنگی انقلاب را عرضه و تثبیت نماید. آن گونه که امام برای ما تصور می‌کند، جامعه بعد از انقلاب برای ادامه و تداوم خود در مسیر اسلام ناب راهی جز باز تولید فرهنگی جدید متناسب با گفتمان انقلاب اسلامی ندارد.

حال که بیش از دو دهه از تشکیل «شورای عالی انقلاب فرهنگی» به دست معمار انقلاب اسلامی و نیز کمتر از یک دهه از تدوین اساسنامه‌ی شورا و ابلاغ ترکیب جدید توسط رهبری می‌گذرد اگر چه این مدت زمان برای تحقق کامل آرمانهای انقلاب اسلامی ناکافی به نظر می‌رسد اما نگاهی به فهرست بلند بالای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی این مطلب را نشان می‌دهد که هر چند قدم‌هایی برداشته شده است، اما نسبت به اهداف و وظایف شورای عالی بسیار ناچیز محسوب می‌شود. وظایفی که برعهده‌ی این شورا گذاشته شده است با این مصوبات، هم خوانی ندارد. تمامی مصوبات شورا را اگر بررسی کنید چیزی را نمی‌توان یافت که در سطح این افراد باشد. بسیاری از وظایف شورا چون   «تدوین خط مشی‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی کشور» ، «تجزیه و تحلیل جریانات فرهنگی ایران و جهان» و « آسیب شناسی الگوها و برنامه‌های توسعه» و ... ردپایی از پیگیری آنها در مصوبات شورا دیده نمی‌شود. شورا در سال گذشته بطور متوسط در هر جلسه سه مصوبه داشته است گذر از این که عضویت متوسط سه مصوبه در هر جلسه با توجه به وظایف سنگین شورا و اهمیت موضوعات فرهنگی عجیب است ولی موضوع این مصوبات هم به خودی خود جالب است.  در بسیاری از جلسات تنها مصوبه‌ی شورا تأیید انتخاب روسای دانشگاهها است یا انتخاب نمایندگانی در شوراهای اقماری مرتبط با شورای عالی انقلاب فرهنگی.

در صورتی که مصوبات این شورا دارای اعتباری در حد قانون می‌باشد و بر همه‌ی سازمان‌ها و ارگان‌های فرهنگی فرض است که از شورا تبعیت کنند اگر به حضور روسای سه قوه و وزرای علوم، فرهنگ و ارشاد و روسای کمیسیونهای فرهنگی و آموزشی مجلس در این شورا توجه شود جایگاه این مصوبات بیشتر نمایان خواهد شد. رهبر انقلاب با نگاه مدبرانه و ژرف اندیشی که داشتند وظیفه‌ی مهم تدوین در مهندسی فرهنگی کشور را بر دوش این شورا که بنابر قانون تنها نهاد کلان فرهنگی است قرار داده‌اند اما با گذشت 4 سال، هیچ کار مشخصی درباره‌ی تدوین این مهندسی انجام نشده است رهبری سه سال متوالی در دیدار با اعضای شورا این مبحث را مطرح کردند و هر سال به ضرورت تدوین مهندسی فرهنگی کشور تأکید کردند تا این که در سال 84 در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی صراحتاً می‌فرمایند در انتظار می‌رفت مجموعه‌ی مهندسی فرهنگی کشور امسال تدوین شده باشد و در همان جا با اعضای شورا احتجاج می‌کنند که روز قیامت جلوی شما را خواهم گرفت چرا که من بهترین کسانی را که در این مسیر می‌شناختم، در این شورا جمع کردم. و در شرایطی که نقشه‌ی کار فرهنگی کشور مشخص نیست هیچ انتظاری هم نمی‌توان از نهادهای فرهنگی تاثیرگذار چون وزارت ارشاد و صدا و سیما و آموزش و پرورش و ... داشت.

 

دبیرخانه‌ی شورا که وظیفه‌ی پشتیبانی فکری و تئوریک شورا را برعهده دارد و مسئول تنظیم دستور جلسات شوراست بیشتر متمایل به مسایل خرد و گذراست و فاصله‌ی زیادی با جایگاه آن دارد.

 

 یکی از اشکالات این شورا این است که چون بودجه‌ی نهادهای فرهنگی منوسط به نظر شورا در مورد آنها نیست این نهادها در برابر شورا پاسخگو نیستند در صورتی که چون فعالیتها و وظایف سازمان‌های فرهنگی باید متناسب با سیاستهای تعیین شده از طرف شورا هماهنگ شود نیاز است که بودجه‌ی نهادهای فرهنگی با نظر شورا مشخص شود. یکی از ضعف‌های این شورا این است که کار اصلی اکثر اعضای آن، این نیست و برای بسیاری از این مسئولین، این کار در حاشیه است و متأسفانه بعضی از اعضای شورا انگیزه‌ی لازم برای شورا و بعضی نیز توان لازم برای این مهم را دارا نیستند.

امید است با جایگزینی افراد با انگیزه و با توان در شورا و تغییر نگاه نهادهای فرهنگی به این شورا، این شورا در رسیدن به اهداف خود موفق باشد.

  ان شاء ا...

 

 



جنبش عدالت خواهی دانشگاه شریف تاریخ چهارشنبه 85/9/22 ساعت 4:40 عصر

جمعه ی آخر رمضان، انتهای شرقی خیابان آزادی، جمعیت.

می شنوم:" یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا" ...تکرار میکنم:" یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا" . دلم هم با من تکرار کرد، حتی چند بار هم بدون من!

می شنوم: "ال... اکبر" ...تکرار می کنم :" ال... اکبر"دلم فکر کنم ولی ساکت باشد...

می شنوم :" وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد" ...تکرار نمی کنم ؛ دوست ندارم دروغ بگویم . از کوتاهی نگاهم احساس حقارت می کنم، مگر حتماً باید به انضمام کلاه آهنی و آریجی باشی ولابد مقابل  تانک تا حکم جهاد را سنس کنی؟!

حکم جهاد را همان روزی دادند که اتفاقاً بند پوتینها داشت باز می شد!(پیام امام )یا اصلاً بگو همان ?? سال قبل که ادعای "در انداختن طرح نو"ایران را را تاریخ ثبت کرد، ... طبیعتاً طرح نو نرم افزارهایی می خواست و سخت افزارهایی، فوریت نیازهای سخت افزاری - بهمراه قحط نیرو - نخبه های نرم افزاری نهضت را پای سخت افزار خرج کرد! و ناچار نرم افزار سپرده شد به دانشگاه...سیستمی که ورودی اش شده خروجی های کلاسهای کنکور تضمینی و مدارس غیر انتفاعی و ...و نهایتاً فیلتر قناس کنکور. و خروجی اش پیروزی های پی در پی ربوکاپ و مدالهای المپیادهای "علمی" گوشه و کنار جهان،...، بعلاوه ی ورودی های کنکور مقطع بعدی ، چشم به راههای پذیرش ام ای تی ،لیسانسه های پرتوقع ناکارآمد - و البته بدون کار مانده - ، ... و غرورانگیزترین محصولش هم انبوه پیپر های منتشره از استاد یا دانشجو، پاسخی - با تمام وجود - به سوالات علمی ـ تخصصی صنعت قطبهای اقتصادی جهان و البته از بودجه ی پژوهشی یک کشور جهان سوم!!! در ازای نشانی و لقبی و سوتی و کفی ... بعبارت واضح تر : بهره کشی هرچه بیشتر از سخت افزار (سیستم آموزشی) کشورمان در اجرای مو به موی نرم افزارهای(محتوای آموزشی) سارشی آنهایی که روزگاری دهان ا.و بود و مشت محکم ما(!). و با این اوصاف لابد منتظر ظهور موسی ای در دامن فرعونیم! و زهی تصور باطل، که فرعون هم از یک سوراخ ، دو بار گزیده نمی شود!

پس تا اینجا رسیدیم به دانشجویی که ملتفط این موضوع شده که ظرفیت یک "سلف سرویس علمی" تا کجاست؟ و توقع تولید نرم افزار از همان جریانهای "خودجوش" دانشجوییست. پس سرش را بالا می آورد تا ببیند، کلانتر و اجتماعی تر - چنان که ابتدایی ترین لازمه ی ماموریتی اینقدر سنگین است - بالاتر و بازهم بالا تر و "تق!" ، ببخشید "سقف"ی بنام جناحهای سیاسی را فراموش کردم! ...

اینکه چه کسی خواسته است که "حد اشباع " درک و درد دانشجو  حتی از احزاب پایین تر نگه داشته شود ؟ (در اندازه ی  این تشکل چه کرد و دبیر فلان جمعیت چه گفت و ...)مجال بحث دیگری می طلبد . روی این قلم با مایی ست که ته دلمان - بفهمی نفهمی - شرمنده ایم از همه ی آنهایی که توی مدارس سه شیفته با چهل، پنجاه نفر همکلاسی دیپلم گرفتند ـ یا حتی نگرفتند! ـ تا من وشما - از کانال سمپاد یا غیر آن - "شریفی" شویم ... مایی که شاید بدمان نیاید اگر روزی بتوانیم درصدی را از اینهمه آمپری که طی حداقل چهارده پانزده سال تحصیل(؟!) از جامعه ی محروم سخاوتمندمان کشیده ایم به سیستم برگردانیم، کاهی را از کوهی که بر گرده اش بار کرده ایم ، خودمان بردایم.

ما متعلق به آینده ایم - آینده ی همین مردم - و طبعاً "دیروز" و "امروز" فقط پله هایی هستند که بر فرازشان بیاستیم و پله های بعدی تاریخ را راست تر و مستحکم تر و بلند تر بنا کنیم.

 "ریشه "هی آلام اجتماع باید در تیررس  اعصاب و نگاههای ما قرار گیرد (هیاهوهای سطح را بهلیم برای آنهایی که توان پیشتر رفتنشان نیست). درک کنیم ، درد بکشیم و درمان بیابیم و از همین امروز.

 



<      1   2   3   4      >
 

[ خانه | مدیریت وبلاگ | شناسنامه | پست الکترونیک ]

©template designed by: www.parsitemplates.com